ای روزگار

خرید بک لینک

سلام،

نمیدونم کجایی زندگیم اشتباه کردم که این طوری تاوان دادم، دیروز خیلی احساس تنهایی کردم، بازم تو محل کارم به مشکل برخوردم همه صداشون از رفتارم در اومده، اخه چی بگم، بگم عشقی که فکر میکردم من تنها عشقشم ، عزیزترین ادم روی زمین براشم البته خودت میگفتی بهم، ... الان رفته، حتی زنگ نمیزنه، حتی تو تنهایشم پیام نمیده، درسته باید میرفتی ، درسته باید باهم دیگه نباشیم، درسته عقلانی هست که دیگه همدیگه رو نبینیم، درسته من عشقت نبودم، درسته من عزیزترین نبودم، درسته بخاطر من خیلی این اواخر تلاش کردی خیلی باج دادی ، قبول دارم و ازت ممنونم، اما فراموش کردن کسی که هر شب خوابشو میبینی و بعد انگار کابوس بوده و میپری از خواب، سخته، فراموش کردنش سخته، دوشنبه وقتی برای گرفتن امانتیت اومدی بوی بدنت دیونه کم کرد، بروت نیاوردم، چون نمیخواستی کنارم باشی دوست داشتی بری، زندگی همینه اون چیزی رو که دوست داری ازت میگیرن، قبول دارم تو حق من نبودی اما برای داشتن منم تلاشی نکردی، تنها بودنم تو این چند وقت، ثابت کرد که برات نه عزیز بودم، نه عشق، نه دوست، فقط یه رهگذر بودم برات، اما برای من همه کس بودی، همه کس بودی که داغ رفتنت رو با قرص اعصاب و آرام بخش تحمل میکنم، داغ رفتنت منو ده سال پیر کرد، امید تو مقصر نیستی اصلا، من زیادی خوش باور بودم، وقتی می گفتی سارا تو عزیزترین ادمی برام ، باور میکردم من سادگی کردم، من هیچ وقت بهت دروغ نگفتم حتی راستشم پنهان نکردم، تو هم دروغ نگفتی اما راستشم نگفتی ، فرق من و تو همینه، تو میدونستی من موقتم اما من نمیدونستم ، حتی فکر کردن به این که یه روز بری برام سخت بود، اما الان دارم تحمل میکنم، امید واقعیت زندگی مشترک من و تو این بود که ، من ، سارا، یه ادم موقت بودم برات، و هیچ وقت تو ذهنتم به این فکر نکردی منو تا اخر عمرت نگه داری ، من خورد شدم، من باختم به این زندگی ، خیلی هم بد باختم ، از ابرو مهمتر چی بود که از دست دادم، تا آخر عمرم یه استرس وحشتناک رو باید تحمل کنم . اینکه یه عجوزه آیندم رو تباه کرد، اینکه برای کسی که میمردم تنهام گذاشت، به خدا نمیدونم چیکار کنم تا این اتفاق رو فراموش کنم، چیکار کنم تا یادم بره تو یه زمانی مال من بودی اما راحت یه اتفاق تو رو ازم گرفت، به خدا راست میگفتم که ، اگه پسری دختری رو واقعا بخواد، مال خودش میکنه میبره سر سفره عقد، تو میگفتی نه ، ببین فرق من و عجوزه اینجاس، من سر سفره عقد نرفتم پس رها شدم اما اونو سر سفره عقد بردی و تا اخر عمر تحت هر شرایطی باهاشی ، ببین دوست داشتنت دروغ بود، تو اصلا مقصر نیستی من دختر ساده ای بودم ، من با اینکه میدونستم ولم میکنی موندم کنارت ، وابسطت شدم، اما یه چیزی رو میدونم هیچ چیزی برات کم نذاشتم، و تا جایی که میدونم هیچ کس به اندازه من دوستت نداشته و نخواهد داشت، من فقط از یه چیزی ناراحتم که آبروم رفت بخاطر کسی که ... نمیدونم کی میشه یادم بره همه حرفاتو ، همه لذتهای که باهم داشتیم ، همه خنده ها، همه درد و دلها ، همه و همه ... من و تو باید دیگه فراموش بشیم به هر قیمتی ، تو راحت میتونی که یه عشقی داری که الان بیشتر از همیشه دوسش داری و باهاش سرگرمی ، اما من حالا حالا دیگه هیچ کسی رو نمیخوام اگه هم کسی اومد تو زندگیم ، دیگه عاشقش نمیشم، دیگه براش هر کاری نمیکنم، گور بابای عشق وعاشقی، عشق فقط خدا ، پدر و مادر، همین، اینو حرف رو منی میزنم که تو همه صفحات دفتر خاطراتم میگفتم خداجونم ناراحت نیشیا اما من احسان از همه کس و همه چیز بیشتر دوسش دارم پس نگهش دار برام ، اما خدا گفت من و تو، تو تقدیر هم نیستیم تو برای از ما بهترونی

دل نوشته ...

ما را در سایت دل نوشته دنبال می‌کنید

برچسب: ای روزگار لعنتی,ای روزگار,ای روزگار هوار هوار,ای روزگار دل شکن,اي روزگار لعنتي,ای روزگار نامرد,ای روزگار بی وفا,اي روزگار لعنتي معين,ای روزگار پر کلک,ای روزگار گاو, نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 2:48

صفحه بندی